ذهنتو تکون بده

ذهنتو تکون بده

Version 1.0
<10
Active installs
Lifestyle
Category
9
MB
Size

در آخرین ماه سال، همه ایرانی ها و اقوام و ملیت های دیگری که در همسایگی و یا منطقه ماهستند با نظافت خانه و دور ریختن لوازم اسقاطی و ترمیم و تعمیر خانه و لوازمی که می توان از آنها استفاده کرد، زندگی را نو می کنند تا سبکبال و آسوده خاطر به پیشباز عید نوروز بروند. اما عده ای خود را وابسته به اشیا و وسایلی کرده اند که سالهاست جای آنها را تنگ کرده بودند آنکه مورد استفاده قرار گرفته باشد. شاید همین امر باعث فشار فکری و ذهنی آنها شده باشد. وقتی در خانه ای کوچک با فضای محدود، وسایلی را که نمی دانیم برای چه نگه داشته ایم و فقط به صرف اینکه شاید روزی به دردمان بخورد آنها را اینجا و آنجا بایگانی می کنیم تا آنجا که وقتی به سراغ لوازم ضروری روز مره می رویم، با آنها برخورد پیدا می کنیم.
اینها تصاویری از انباشتگی، بلاتکلیفی و فشار در ذهن ما به وجود می آورند.«بوسکالیا» در این زمینه می گوید: «ما بخشی از اجتماعی هستیم که کهنگی را دوست دارد. هیچ چیز را تا آخر مصرف نمی کنیم. فقط آنها را در جایی انبار می کنیم و می گوییم هنوز خوب است. شاید روزی به درد بخورد و شاید روزی هم عتیقه بشود. مانند، چمدان های شکسته، فندک و پیپ های مستعمل، تکه قالیچه های کهن، میزهای اتوی خرد شده، قاب عکس های از مد افتاده، صفحات موسیقی چهل و پنج دور و هفتاد و هشت دور و …».
«بودا» گفته بود: «هرچه بیشتر داشته باشیم، نگرانی بیشتری خواهیم داشت و همچنان که زمان می گذرد ما بنده وسایل خود می شویم.»
و شاید سبک کردن مال از طریق مقادیری که در ادیان ابراهیمی برهمه مؤمنین فرض شده است، نیز برای آسایش و آرامش ذهنی و روانی انسان باشد.فکرش را بکنید! اگر لازم باشد که فقط با خود چمدانی را بردارید و در آن لوازم مورد علاقه و ضروری را قرار دهید، چه خواهید کرد؟
این خود می تواند امتحانی برای آمادگی ما برای رهایی از دلبستگی و وابستگی به لوازمی باشد که جز زحمت، فایده دیگری ندارند. این لوازم اگر خیلی قیمتی باشند، پیوسته برای ما ایجاد نگرانی می کنند و برای اینکه از آنها خوب نگهداری کنیم باید مرتب به آنها برسیم و آنها را تمیز نگاه داریم و مواظب باشیم تا آسیبی به آنها نرسد.بیایید از خانه خویش به درآییم و به خانه ذهن وارد شویم

logo-enamad logo-samandehi