رمان لاک طلایی

رمان لاک طلایی

Version 1.0
500
Active installs
Books & Reference
Category
3
MB
Size







رمان لاک طلایی


رمان اختصاصی سایت رمانکده !
















 



 


نگاهی به ساعت انداخت هنوز تا زمان رفتن به محضر سه ساعت وقت داشت .
روی صندلی جلوی آیینه نشست ونگاهی به صورتش انداخت ، تصمیم گرفت


دستی به سر و رویش بکشد .
به سمت کمد رفت و از لا به لای لباس هایش رنگ مو و ابرویی که یواشکی


خریده بود برداشت و به سمت حمام رفت .
دوش اب را باز کرد و جلوی ایینه بزرگ حمام ایستاد ، رنگ را در ظرفی ریخت


و با قلمو مخصوصش مشغول رنگ کردن موهایش شد . بالاخره با هرسختی


بود تمامی موهایش را رنگ کرد ، سپس به سراغ ابروهایش رفت و پس از


برداشتن ابروهایش انها را رنگ زد . با صدای مادرش سریع دوش کوتاهی


گرفت ، لباس هایش را به تن کرد و ازحمام خارج شد .
نگاهی به ساعت کرد که چشمانش گرد شد ، با خود گفت


_یعنی من یک ساعت و چهل دقیقه تو حموم بودم!


قبل ازاینکه کسی ببیندش ، سریع وارد اتاقش شد و در را قفل کرد.
باسرعت موهایش را خشک کرد ، سپس به سراغ صورتش رفت .
کرم پودرش را برداشت و کمی برصورتش زد سپس خط چشم پهنی که


زیبایی چشمهایش را دوبرابر کرده بود و انها را کمی خمار نشان میداد


کشید و رژ کالباسی تیره و زیبایی که با پوست سفیدش تضاد چشمگیری


داشت بر لبانش کشید . در اخر با کشیدن ریمل و مداد ابرو و کمی رژ گونه


ارایش خود را به پایان رساند .


(به نام خدا)


نویسنده:یگانه



 


 












منبع این رمان نیز سایت رمانکده میباشید http://www.romankade.com












logo-enamad logo-samandehi