رمان آرام های عذاب

رمان آرام های عذاب

نسخه ۱.۰
۱۰۰
نصب فعال
کتاب‌ها و مطبوعات
دسته
۳
مگابایت
حجم

دانلود رمان: آرام های عذاب
 نوشته:فرزانه شفیع پور نویسنده انجمن رمان های عاشقانه
  ژانر: #عاشقانه#پلیسی
 تعداد صفحات کتاب: پی دی اف ۳۴۲

  مقدمه :

درکوچه پس کوچه های شهر,شایدم مقابل ویترین مغازه ای اسباب بازی فروشی یادرپیاده رو….اری,تعجب نکن.من درکنارت هستم.هرروزبارهاازکنارم میگذری وشایدبه تنه ای نیزمهمانم کنی…شب که میشودزیرپنجره ی خانه ات رانگاهی بینداز…ازپشت دیوارمحکم خنده هایت قلب شکسته ام راببین….چشمان اشکبارم را

 قسمتی از رمان :

فقط اندکی تعقل…
دستم روی کلاویه هاحرکت می ‌کندوذهنم

درگذشته هاجریان دارد.ان زمان‌هایی که

یک خانواده داشتم!
هرچندتلخی لحظات در کنار هم بودنمان،

نوشیدن جرعه‌جرعه از جام زهربود.
دیدنه چشمانه همیشه به اشک نشسته

ی مادرمعصومم .قامت خمیده ی پدرکناربساطه بسته به جانش ودختری انطرفترکه سرش گرم دفتروکتاب‌های مدرسه اش است وباجروبحث والدینش گاه سرش رابلندمیکندواهی جگرسوزمیکشدودوباره چشمش رامی‌دوزدبه خطوط ازترس مورب شده ی دفترش که این قصه ی هرروزشان است وارام دیگرناارام نمی‌شدبااین جدل‌ها.می‌دانستم که وقتی پدرکیفورشودمادر راتادرجه ی ملکه شدن بالامی‌بردومرانیز پرنسسش می‌داند.
قطره اشکی راکه نمی‌دانستم چه زمانی برگ دفترم رامزین کرده باانگشتم گرفتم وچه اهمیتی داشت زخمی که برجای گذاشته؟این هم روی تمامه انهایی که کهنه شدندودیگرجایشان دردنمیکند.
انگشتانم می‌لرزندواماهمچنان ادامه میدهم که این لرزش همیشگیست بامرورخاطراته دردناکه گذشته وردی که ازخودبرجای گذاشته تااخرین ثانیه ی عمرم.باخودتکرارکردم ارام بودن راتافایق ایم به این ناارامی.
می دانستم که تنهانیستم ومن دختری برامده ازبطن تاریخم .
تاریخی که کودکانه زیادی راازسرفقروبی پولی به کام مرگ کشانیده وحتی بدترازمرگ.
تاریخ جهان است که به نابودی کشانیده زندگی هاراازسرجنگ وجاه طلبی که ان ماده ی مخرب مهمان ناخوانده ی خانه هاشودومن معترف بودم به خوش شانسیم دراوج بدبختی وزمانی که خودرادرچندقدمی مرگ می دیدم.
کنارجاده ی خارج روستا,دران غروب سردپاییزی ,درخودمچاله شده ونمی دانستم چه کنم

logo-enamad logo-samandehi