رمان سکوت حقیقت

رمان سکوت حقیقت

Version 1.0
500
Active installs
Books & Reference
Category
3
MB
Size


رمان سکوت حقیقت


رمان اختصاصی سایت رمانکده !





رمان سکوت حقیقت
نویسنده فاطمه حمیدی


هوای قبرستان سرد و بارانی بود.صدای زجه ی مادری که فرزندش را به خاک گور


می سپرد رعشه به اعصابم می انداخت… باد پاییزی با شدت بیشتری وزید و


قطرات باران به صورتم برخورد می کردند… بار دیگر صدای زجه ی زن بلند شد،


نام فرزندش را صدا می زد…دست عمو روی شانه ام نشست: «هانا جان منتظر می مونم تا فاتحه ای برای پدر و مادرت بفرستی و بیای»
_«ممنون که هستین عمو جان.»
با گام هایی سنگین به طرف دو تکه سنگی رفتم، که حالا آرمگاهی بودند برای عزیزانم…
کاش هرگز پدر به درخواست دوستش برای دعوت به منزلشان در اصفهان پاسخ مثبت نمی داد تا آن تصادف لعنتی شکل نگیرد…
خم شدم و بوسه ای بر نام حک شده روی قبرشان زدم: «خدا نگه دار عزیزانم»
اشک های داغم که بر گونه ی سردم نشسته بود را پاک کردم و به طرف عمو رفتم: عمو جون من آماده م…
سوار ماشین عمو به طرف روستای…به راه افتادیم…





منبع این رمان نیز سایت رمانکده میباشید http://www.romankade.com




logo-enamad logo-samandehi