شعروقصه های دخترونه

شعروقصه های دخترونه

نسخه ۱
۱
هزار
نصب فعال
موسیقی
دسته
۲۳
مگابایت
حجم

شعروقصه های دخترونه


روزگاری زن و مردی زندگی می کردند که فرزندی نداشتند . بالاخره آرزوی آنها به حقیقت پیوست. آنها منتظر ورود کوچولویی به خانه اشان بودند.


پشت خانه آنها پنجره ای قرار داشت که به یک باغ زیبا و بزرگ باز می شد . باغ پر از گلهای زیبا و درختهای میوه بود . این باغ متعلق به یک جادگرو بدجنس بود و هیچ کس جرات نمی کرد به داخل باغ برود.


زن باردار بود و از پنجره به این باغ زیبا نگاه می کرد . ....  لطفا  ادامه را گوش فرا دهین 


 


 


 


در این مجموعه قصه و شعر های شاد گذاشتیم تا شما لذت ببرید 


 


 


قصه بزبز قندی


قصه رانپانزل 


شعر تولدت مبارک و....

logo-enamad logo-samandehi