ضرب المثل + داستان ضرب المثل ها

ضرب المثل + داستان ضرب المثل ها

نسخه v۱.۰
۱۰۰
نصب فعال
کتاب‌ها و مطبوعات
دسته
۶
مگابایت
حجم

ضرب‌المثل گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته اند، و پیشینه برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ بااین‌حال، در سخن به‌کار می‌رود.
 
نعل وارونه می زند
قربون بند کیفتم تا پول داری رفیقتم
من هلال را ديدم
جنگ زرگری
دوغ و دوشاب یکی است
نخ را باید کوتاه گرفت
ران ملخ
فواره چون بلند شود سرنگون شود
 آب زیر کاه
سه پلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزی برسد
سرم را بشکن ، نرخم را نشکن
 كلاهش پشم ندارد
كار به گره گوزی افتاده
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
شق القمر کرد
 گرگ منشی
آش نخورده و دهان سوخته
آب که از سرگذشت چه یک وجب چه صد وجب
هولی نمکی سرش آمده
آب پاکی را روی دستش ریخت
مرغی که تخم طلا می کرد، مرد
هر را از بر تشخیص نمی دهد
قدر عافیت کسی داند ، که به مصیبتی گرفتار آید
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن
 از پشت خنجر زد
 همه را روي دايره ريختن
آنکه شتر را به پشت بام برد خودش باید پایین بیاورد
از ریش به سبیل پیوند می کند
شال و کلاه کردن 
کلک زدن و کلک کردن
حاشیه رفتن
اين طفل يک شبه ره يکساله مي رود
يار غار
همه راهها به رم ختم مي شوند
زديم ولي نگرفت
خر بیار باقلا بار کن
زينب زيادی
 فوت کوزه گری
نه آجيل مي دهم، نه آجيل مي گيرم
قوش کریمخانی
خسن و خسين هر سه دختران مغاويه‌اند
جیم شدن
مُشكی ماند كه از انبان بترسند
چوب تر را چنان كه‌خواهی پیچ / نشود خشك جز به آتش راست
آستين نو بخور پلو
يخ كسي گرفتن يا نگرفتن
زیر کاسه نیم کاسه ای است
جيك‌جيك‌ مستونت‌ بود، فكر زمستونت‌ بود
بره کشان است
پته­ اش روی آب افتاد
الکی
چیزی که عوض داره گله نداره
ميخشو بكوب سر زبون من
سر و کيسه کردن
بز اخفش
 باد صرصر
دلو حاجي ميرزا آقاسي
بعد از سي سال نوروز به شنبه افتاد
بر قوزک پايش لعنت
از خجالت آب شد
مجذوب و مرعوب
زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
باج به شغال نمی دهيم
كره را روغن كردي
با توکل زانوی اشتر ببند
خره خوابيد كلاغه باورش اومد!
گوش خواباندن
اشکی بریز
مي آيند و مي روند و با کسي کاري ندارند 
انوشیروان دادگر
شغال مردگی
حکایت ما هم شده ، حکایت روباه و مرغ های قاضی
قربون چماق دود کشت، کاش بده ،جوش پیش کشت
 و.......

logo-enamad logo-samandehi