رمان پلیسی سرگرد راتین

رمان پلیسی سرگرد راتین

نسخه v۱.۰
۱۰۰
نصب فعال
کتاب‌ها و مطبوعات
دسته
۴
مگابایت
حجم

قسمتی از رمان پلیسی سرگرد راتین


دوشیزه محترمه مکرمه نینا سهیلی آیا به بنده وکلالت میدهید 
به صداق مهریه معلوم 
یک جلد کلام ا... مجید یه شاخه نبات یه جام آینه و شمعدان و 1369 عدد سکه تمام
بهار آزادی و یک سند شش دانگ منزل شما را به عقد دائم 
آقای نریمان سهیلی دربیاورم ؟
صدای پر ناز و غمزه ای گفت عروس زیر لفظی میخواد 
نریمان با لبخندی گرم جعبه جواهراتی 
را به دست نوعروس خودش داد 
عروس با صدای پری از ناز گفت با اجازه بزرگترها بعله ! 
صدای کل و سوت و دست از همه طرف شنیده میشد نریمان با ذوق بعله رو به عاقد داد
و تور از روی صورت عروس خودش برداشت 
دختری با لباس شب بسیار زیبا و گرانقیمت و جواهراتی درخشان با رقص و لوندی 
به سمت عروس و داماد آمد و با جام عسل رو بهشون داد 
او خواهر داماد بود بنام نسترن سهیلی ! 
داماد با چشمانی پر از عشق 
انگشتش رو به عسل زد و با محبت داخل دهان نوعروس خودش 
گذاشت و با جون و دل شیطنت عروس و گاز ظریفش رو به جون خرید 
عروس هم با لوندی خواست خودش 
عسل در دهن داماد گذاشت ولی نریمان انگشت همسرش رو بـ ـوسید و 
چشمکی به نوعروس زیبای خودش زد 
بعد از خوردن عسل از همه طرف فخر و چشم هم چشمی بود که با 
دادن کادو به عروس و داماد خودش رو نشون میداد 
وقتی اتاق عقد خلوت تر شد 

logo-enamad logo-samandehi