رمان شراره عشق ، جدید

رمان شراره عشق ، جدید

نسخه v۱.۰
۱۰
نصب فعال
کتاب‌ها و مطبوعات
دسته
۴
مگابایت
حجم

الو
الو کوفت الو مرض چرا هرچی زنگ میزنم جواب نمیدی؟
-اولا درست حرف بزن وگرنه اگه ببینمت جفت پا می یام تو صورتت دوما خواب بودم کاری داشتی؟
بله که کار داشتم وگرنه بیکار نیستم به توی خوابالو زنگ بزنم وایسا ببینم،نکنه یادت رفته امروز جواب های کنکور می یاد؟
در همان حال که روی تخت بودم یکدفعه از جاپاشدم وگفتم:چـــــــــــــــــی ؟
اه اه اه گوشم کر شد پاشو تنبل خانوم بد نیست به ساعتم یه نگاه بندازی ؟
-مگه ساعت چنده؟
از ساعت ده دارم هی زنگ میزنم تازه میپرسه ساعت چنده،الان ساعت یک ظهره خانوم خانوما !
ًًٍ-اوه اوه اوه ببخشید حالا باید چکار کنم ؟
چکار کنی لازم نیست کاری کنی فقط پاشو اماده شو بیام دنبالت بریم ببینیم چه گلی کاشتیم تا الانم که وایستادم بخاطرِ جنابعالی بوده .
-باشه،پس فعلابای هانی.
مردشور این مدل حرف زدنت راببرن که باهمین مدل حرف زدنت دل مامانم را بردی هی به من میگه سعی کن از این پریا یاد یگیری که چقدر با ادبه خبر نداره که وقتی باهمیم چقدر همین پریا خانوم بی ادب تشریف دارن!
-مردشور خودت را ببرن دوما من همیشه سعی میکنم احترام بزرگترا را نگه دارم تازشم خوبه میدونی که همون بزرگترا اگه بخوان بی احترامی کنن چطوری حالشون رو میگیرم بعدشم تو که عددی نیستی.
خیلی نامردی منو بگو که تا الان منتظر تو بودم ..
نمیدونم چرا ولی احساس کردم از دستم دلخورشد بخاطر همین گفتم:ببخشیــــد هلیا جون میشه به پیری خودت منو ببخشی؟

logo-enamad logo-samandehi